الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
13
تفسير مجمع البيان (فارسى)
عربى زبان قرآن بود و قرآن در زندگى مردم مسلمان حد اكثر اهميت را داشت . اگر اين كتاب به زبان ديگرى هم بود ، اينان عمر خود را در راه آن بيدريغ صرف مىكردند . نتيجه اين شد كه زبان عربى ، زبان علم و علما گرديد . همانطورى كه زبان لاتينى قرنها براى اروپائيان همين حالت را داشت . بلكه كلمهء عربيت با كلمهء اسلام مرادف شد . هنوز هم خاور شناسان در تعبيرات خود عربيت را در همين معنى استعمال مىكنند . اين علوم ، از راه توجه مسلمين به الفاظ قرآن پيدا شدند . به همين ترتيب از راه توجه مسلمين ، بمعانى و مطالب قرآن ، درهاى ديگرى از علوم به روى آنها گشوده شد و مسلمانان طى چند قرن ، بعنوان رهبران فكرى و صاحبان معارف و علوم ، شناخته شدند . مباحث روانى قرآن ، منشأ و سر چشمهء بسيارى از معارف كلامى و سير و سلوك هاى روحى است . دستوراتى كه در بارهء تفكر در مخلوقات خدا دارد ، انسان را وادار مىكند كه در بارهء زمين و آسمان و موجودات آنها و در بارهء قدرت خداوند بتفكر پردازد . دستوراتى كه در بارهء قبله و وقت نماز و هلال ماه دارد ، انسان را بسوى فرا گرفتن حساب و هيأت و جغرافيا سوق مىدهد . داستانهايى كه در قرآن در بارهء گذشتگان و پيامبران آمده ، مسلمانان را تشويق كرد كه بفرا گرفتن تاريخ پردازند . توجهى كه در قرآن به تورات و انجيل و ديگر كتب آسمانى شده است . مسلمين را وادار كرد كه زبانهاى بيگانه را بياموزند و در بارهء اين كتب ، به تحقيق پردازند . اساس تمام معارف كلامى و معارف فكرى معتزله و اشاعره و ديگران ، فهمى است كه آنها از قرآن داشتهاند ، بر اثر اينكه تفكرات و انديشهها به پيشرفتهاى شايان توجهى نائل آمده بودند ، اختلافات نيز بمراحل سخت و حساسى رسيدند .